مطلب قابل ذكري دربارهٴ رياضيات (يا نجوم‌) بيزانسي و لاتيني نداريم‌؛ همهٴ نام‌هايي كه در اين‌ فقره ذكر شده چنين است‌.

5. فن‌آوري چيني و انتشار آن در شرق و غرب‌. امكان دارد كه باسمهٴ چوبي‌، اگر نه پيش از آن‌، اقلاً در اواخر سدهٴ ششم در چين صورت مي‌گرفته‌؛ ولي بيشتر محتمل است كه تا مدتي بعد از نيمهٴ سدهٴ هشتم آن اختراع تكميل نشده است‌.
صنعت نوغان در 552 احتمالاً به وسيلهٴ راهبان نسطوري از ختن به امپراتوري بيزانس برده‌ شد و در پلوپونز به سرعت رشد كرد. در همان زمان تمدن چيني به آرامي در ژاپن نفود مي‌كرد. گويند ترازو و آجر سفالي در دوران فرمان‌روايي سوشون تنو (588 تا 592) به ژاپن برده شد.

6. مزرعه‌داري بيزانسي‌. كاسيانوس باسوس‌، كه احتمالاً در سدهٴ ششم برآمده‌، مجموعه‌اي از نوشته‌هاي يوناني را در باب مزرعه‌داري گرد آورد، كه به نوبهٴ خود مبناي تحرير سلطاني در سدهٴ دهم شد.

7. جغرافياي بيزانسي‌. تنها واقعهٴ درخور توجه اين عصر سفر زيمارخوس بود در 568، كه از قسطنطنيه به سمرقند رفت و در اين سفر از كريمه و روسيهٴ جنوبي عبور كرد. اين امر رابطهٴ تازه‌اي را ميان بيزانس و اقوام ترك ايجاد كرد.

8. طب بيزانسي‌، كره‌اي و ژاپني‌. الكساندر ترالسي پزشك بيزانسي‌، كه سرانجام در روم اقامت‌ گزيد، صرفاً يك جامع آثار نبود. آثار او حاوي مشاهدات باليني اصيل فراواني است (ازجمله در مورد انگل‌شناسي پزشكي‌). به خاطر شهرت فراوانش در آن عصر، آثار او فوراً به بسياري‌ زبان‌هاي شرقي ترجمه شد. از اين رو او داراي اهميت دوگانه‌اي است -- باطناً به خاطر ارزش‌ نوشته‌هايش‌، و ظاهراً به خاطر تأثيري كه اعمال كرده‌. با در نظر گرفتن همهٴ جوانب‌، او بزرگ‌ترين دانشمند عصر خويش بود.
پزشكان كره‌اي در 554 طب چيني را در ژاپن متداول كردند. گويند در 562 بيست و نه كتاب‌ طبي چيني به ژاپن برده شد. احتمال دارد كه اين مطب مطلقاً درست نباشد، ولي بي‌شك اين موضوع‌ حقيقت دارد كه مقارن اين ايام شناسايي طب چيني در ژاپن به وساطت پزشكان كره‌اي آغاز شد.

9. تاريخ‌نويسي بيزانسي‌، لاتيني‌، سرياني‌، ايراني و چيني‌. پروكوپيوس دربارهٴ دوران يوستينيان‌ گزارش‌هاي تاريخي نوشت‌. مالالاس تاريخ عالم را تا 563 - 573 نوشت و در آن توجه خاصي‌ به انطاكيه مبذول داشت‌. اين قديم‌ترين تاريخ كليسايي بيزانسي بود، كه به زودي سرمشق رايجي‌ شد براي تواريخ قرون وسطايي‌. تاريخ كليسايي اواگريوس تا 593 مهم‌ترين تكمله بر تاريخ‌ اوزبيوس است‌.
سه مورخ برجسته به زبان لاتيني نوشتند: يوردانس در بالكان‌، جيلداز انگليسي در بريتاني‌، گريگوري در تور. شخص اخيرالذكر بسي برتر بود.